این یعنی یه روح پاک و لطیف دخترونه !:)
این یعنی یه رویا پردازی ِ بی حد و حصر (حسر؟!) !:)
* مخصوصا پست های 26و 48و 57 !:")
آن کسی که قدم می زند تنهاست.
آن کسی که راه می رود دیوانه است!
دیوانه است نه برای اینکه تنهاست
بلکه برای اینکه چنان راه می سپرد که گویی بر روی هیچ زمینی و زیر هیچ آسمانی راه نمیرود.
(نامه های طلایی)
چیزی برای بخشیدن داشتم که نمی دانستم چیست. آن را به *تو* بخشیدم برای اینکه بدانم چیست...
*نامه های طلایی
وقتی آدم کسی را دوست داشته باشد ، بیشتر تنهاست . چون نمی تواند به هیچ کس جز همان آدم بگوید که چه حسی دارد ... و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می کند ، تنهایی تو کامل می شود .
عباس معروفی ، سمفونی مردگان
*یه موقع هایی هست که آدم فکر می کنه رسیده به ته دنیا ... یعنی نفس اونقد رو سینه ات سنگینی می کنه که دیگه دوست نداری نفس بکشی ( حتما آدم هایی هستن که بفهمن چی دارم می گم )
سخت ترین موضوع تو این لحظه باور این واقعیته که زندگی ادامه داره ...
بدی از سر نادانی باشد یا بد ذاتی و قصد و غرض، نمی توان از آن انتظار خوبی داشت .
گندم از گندم بروید، جو ز جو .
برای یک "زن" خیلی فرق هست بین این سه جمله ! حتی اگر جمله ی دوم را لاف بزنی ! حتی اگر دروغ بگویی!
1. من واقعا آرزو می کنم که تو خوشبخت بشی !
2. من تو رو خوشبختت می کنم .
3. ما با هم خوشبخت می شیم !
*یه زن ِحتی کمی عاقل ، می فهمه که جمله ی دوم دروغه. بنا بر این دوست داره از زبان مردش جمله ی سوم رو بشنوه!
** گوینده ی جمله ی سوم ، مردیه که رو کمک زنش حساب می کنه .
*** زن ها به گوینده ی جمله ی اول به دید یه بچه نگاه می کنن تا یه مرد ...
هرچقدر هم که سرکوبش کنی ، هرچقدر هم که نا دیده اش بگیری و با خودت بگی : "دست از این احساسات مزخرف بردار دختر !!" بازم کاری به کار تو نداره !
یهو می بینی وسط مترو ؛ سرت رو تکیه دادی به میله و چشمات رو بستی که یکم از خستگیت کم شه که از چشمات می جوشه و سرازیر می شه ! هیچ جوری هم بند نمی آد ! تنها راهت اینه که یه جوری صورتت رو از نگاه های متعجب و شاید پر از افسوس بقیه قایم کنی!
یه حقیقت تلخی هست ...
اگه از یه دست مردونه بخوای که موهات رو نوازش کنه ...حتما این کار رو انجام می ده ! ولی اگه از همون دست مردونه بخوای که حمایتت کنه ... که قدرتش رو نثارت کنه ؛ من می گم امیدی نداشته باش !